فرهنگ و هنر
همه شعرهایم برای سیمین

از کودکی با اشعار سیمین بهبهانی انس داشتم، اما توفیق دیدار او ماههای آخر عمرش در منزل زندهیاد پوران فرخزاد نصیبم شد. آنروز این غزل را برایش خواندم: سرودند، از کفر و از دین، غزلها/ز بیش و کم و تلخ و شیرین، غزلها/ز کام و ز ناکامی و وصل و هجران/سرودند چندان و چندین غزلها/ز توصیف زلف و لب و چشم و ابرو/رسیدند تا چین و ماچین، غزلها/به تشریح اندامها چون طبیبان/ نشستند هرشب به بالین، غزلها/ز بالای خوبان و از کول یاران/پریدند بالا و پایین، غزلها/دریغ از غزل، گوهر ناب معنی/که خود، آن کجا و کجا این غزلها/سپاس آفریننده را زانکه دارد/هنوز اعتباری ز سیمین، غزلها/ازین شیرزن شاعر بهبهانی/هنوزند غرق مضامین، غزلها/نگهدار او باش یارب که با من/ز هر گوشه گویند: آمین! غزلها